تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و هنوز، سالهاست که در گوش من آرام آرام رفتن گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا، خانه کوچک ما سیب نداشت ؟؟!!!! سلام بچه ها جونم حالتون خوبه بعد از قرنی منم اومدم تا اپ کنم حالا می خواهم یه عکس از نمایشگاه مدرسمون و جشن هفتایی ها توی رستوران قصرموج بذارم حاظرید ؟.....پس شروع میکنیم... این یکی عکس مدرسمونه این یکی هم عکس جشنه خوب خوشتون اومد ...؟ خلاصه ...امیدوارم همتون امتحاناتون را خوب بدید و با نمره ی خوب قبول بشید ترو خدا برای من هم دعا کنید ... دوستون دارم دوستون داریم قررررررررررربون همتون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



| Design By : Night Skin |


