اندراحوالات گرافیکی ما
این جمله وصفی است ازاوضاع واحوال این روزهای من... این روزهای قلب.زبان . و شایدهم مغز من...
این روزها رویایی شدم لحظه به لحظه رو توی رویا پردازی میگذرونم دلم میخواد رویاهام واقعیات باشند... ای کاش ...امیدوارم . همیشه نبودن و اپدیت نکردن وبلاگ دلیلی داشت ولی نبودن این مدت طولانی فقط به این دلیل بود که دوست نداشتم باشم . حوصله ی وبلاگ نوشتن رو هم نداشتم . العان هم هنوز اثرات بی حوصلگی رو حس میکنم و مطمئنم که کامل رفع نشده و فعلا هم که مشغول نوشتنم هزار بار تا بستن پنجره ی بلاگفا و خاموش کردن کامپیوتر پیش و پس رفتم... شاید بشه بگی که اپدیت این بارهم به یک دلیل مشخص بود اون هم این که یکی از وبلاگ هایی که از قضای روزگار یا صاحب تنبلی دارند و یا شاید از نوشته های بنده رضایت دارند .قوانین کپی رایت را رعایت نکرده و مطالب وبلاگ ما را عینا در وبلاگ خودشون کپی می کنند . این را گفتیم تا خدایی نکرده پیش خودشان فکر نکنندبنده دور از جانمان و زبانمان هم لال موجودی به اسم ببو می باشیم... تا امروز هم که حوصله امان داد و ما وبلاگ را اپدیت کردیم. برای چندمین بارموقعیتی به نام ازدواج و انسانی به اسم خواستگار به سراغمان آمد که با کمک عقل سلیم و یاری خدابرای چندمین بار تصمیم گرفتیم خود را درون چاه نیندازیم ... یه شعری بودکه می گفت : آقا بالاسر نخواستیم....فعلا که خود رئیس و سرور خود هستیم شوهر داری و ... هم بماند برای بعدها که حوصله ی مان سر جایش آمد درپست قبل درمورد فاجعه ی زیست گرافیکی که دیوار نویس ها ایجاد میکنند گفتم پست این باررو هم به رسم ادب و قدر دانی از این دیوارنویس های محترم مینویسیم. خب .روزی بود روزگاری بود . یک روز سرد زمستانی کارگاه گرافیک دوربین به دست دانشگاه رو زیر رو رو میکردیم ...تا که در کارگاه حجم سازی بچه های نقاشی شاهکاری دیوار نویسی کشف کردیم که بسیار مسرور و خرسندمان کرد از خالق چنین شاهکاری کمال تشکر را داریم منظورمان عکس اول است .... دوربین رو روشن کردیم .عکس گرفتیم . ساعت ۵ دانشگاه تعطیل شد . با خط واحد رفتیم خونه.وقتی رسیدیم شب شده بود. شام . خوردیم . خوابیدیم . صبح شد. چهار شنبه رفت . پنج شنبه شد . جمعه رسید و ما دست به کار طراحی پوستر (به قول یه نفرکه یادم نیست کی بود ) : تا به حال این قدر دست و دلم نلرزیده است و این قدر گیج و هراسان نبودم و اینقدر گوش هایم سرخ نشده و اینقدر ته خودکارم را نجویدم و سرم را نخاراندم و خلاصه بقیه ی مناسک شریفه را اینقدر منظم رعایت نکردم. از ناسزا گفتن به هرچی پوستره گرفته هروله ی نگاه بر ورقه ی بقل دستی و لعن شیطان رجیم و .... خلاصه................................................... نتیجه چیزی شد که می بینید کاستی ها رو بر ماببخشید . با این همه اگر چندان چیزی در خور پسند والا بلند شما یافت نشد گناه و کوتاهی از ماست..... قبل از عید بود که تصمیم گرفتم وبلاگم رو با عکس آشنا کنم فکرکنم وبلاگ جان محترم تا به حال رنگ عکس رو به خودش ندیده باشه..... به هرحال تصمیم ما از این قرار بود که شخص بنده از گرافیک محیطی نداشته ی همین حوالی عکس بگیرم و داخل وبلاگ بذارم تا هم وبلاگ بفهمه عکس چیه و رنگ عکس رو به خودش ببینه هم شما با گرافیک محیطی اشنا بشید ............................................................................. دیوار نویس ها یکی از اون چیزهایی هستند که گرافیک محیطی شهرها رو تحت تاثیر قرار میدند ... نمونه ی این تحت تاثیر بودن هم این عکسه البته عکاس این عکس من نیستم . ولی جای خوش وقتی بود که از عکس گرامی کمک بگیرم تا به اصطلاح علما : کم نیارم دلیل اوردن کم هم اینه که من به خاطر همون قحطی برنامه ریزی همیشگی که واسه ی زندگی من تبدیل به یک عادت شده ...(ولی در حال ترکما) موفق به عکاسی نشدم... خب . بگذریم..... حتما شما هم خیلی از این جور فاجعه های زیست محیطی گرافیکی دیدید. که شاید بیشتر مردم ساده از کنارشون می گذرند و به عواقب تخریب گرافیک محیطی این جور فاجعه های دیوار نویسی فکر نمیکنند. سلام...طولانی شدن غیبت رو برماببخشید...ازفرصت غیبت استفاده کردیم تا به قول بعضی ها بزرگ شویم....شاید هم آدم شویم مسافر کشور عراق بودم ....نجف . کربلا .سامرا .کاظمین. خوبی های این اماکن مقدس رو نمیشه گفت چون تا خودت حسش نکنی شاید برات قابل باور نباشه که فکر کنی در دنیایی غیر از این دنیا قدم بر میداری ...................................................................................... پ ن :سوغات واستون آورده بودم ولی به دلایل امنیتی از دادن سوغاتی معذوریم (چی کارکنیم دیگه ...کلی ترسوندمون ما هم که آدم ترسویی میباشیم) ............................................................... عازم یک سفرم...سفری دور به جایی نزدیک.سفری از خودم تا به خودم شاید این بار سفر چاره ی کارم باشد ........................................................... عیدخوب شروع سال نو و در ادامه سال خوبی داشته باشید ایام قبل از عید رو به علت سفر نیستم تا از زیبایی های قبل از عید و دلتنگی های قبل از سال نو بنویسم. برمیگردم از زیبایی های بزرگتری براتون میگم.زیبایی هایی که امیدوارم دلکندن ازشون سخت باشه و جبران اضطراب و ترس های قبل از سفر... خدا نگهدار . عیدتون مبارک حرف استادمون تلنگری بود واسه ی این که به خودم بیام و وظیفه ی هنری خود بدونم که مردم رو با گرافیک محیطی وزشتی هایی که دوروبرشونه آشناکنم درآینده ای نه چندان دور عکسهایی از گرافیک محیطی شهرها ومحیط اطراف میذارم تا شایدبرای شما هم تلنگری باشه که این قدرساده ازکنار زشتی هایی که این روزها در و دیوار و محیط شهر رو پرکرده ساده گذر نکنید.... یکی ازدروس پایه ی رشته ی گرافیک عکاسیه.یک گرافیست میتونه با دیدخاصی که از خوندن رشته ی گرافیک پیداکرده عکاسی کنه زاویه دیدجدید و خاص کشف کنه و چیزهایی روببینه که دیدهرکسی قادربه دیدن اونها نیست.حالاتصمیم من هم واسه ی آشنایی شما باگرافیک محیطی این روزها یه جورایی به عکاسی مربوط میشه که فعلا بماند تا بعد 
(تا اطلاع ثانوی تعطیل است)
![]()
در پی سوژه واسه ی پوستر![]()

تا 




